خداوند! جهان زد نقش رنگین طبیعت را

خداوند! جهان زد نقش رنگین طبیعت را رقم با واژه ی شاد و طرب افزای آزادی اگرقمری غزل خواند ویا پروا کند کفتر همه ممکن…

Continue Reading...

از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر

از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر کو دلی را که سپارم به دلآرای دگر عاقبت از سر کوی تو برون باید رفت…

Continue Reading...

در رهــی عشق تو از تاب و توان کم نشوی

در رهــی عشق تو از تاب و توان کم نشوی از جمعِ خوب ترین هـــــای جهان کم نشوی دست بــــردار تو هرگــــز نشوم بـــــاور کن…

Continue Reading...